دلم می سوزد
از باغی که
می سوزد
نه بیداری
نه دیداری
نه دستی از سر یاری
مرا اینگونه می خواهند
عجب آشفته بازاری...
(اردلان سرفراز)
همیشه برای رضا براهنی احترام قایل بوده و هستم. به نظرم شاعر توانمندی است و مهم تر از آن، خوب تئوری شعر را می شناسند و نقاد خوبی است. امام چندی پیش توی همین وبلاگ نوشتم اگر کتاب «بعد از عروسی چه گذشت» را نخواندهاید حتما آن را بخوانید. البته من هم مثل هر آدم دیگری میتوانم اشتباه کنم. اینبار چنان از دست اندازهای نثر براهنی یکه خوردم که به زور کتاب را تمام کردم. نمیدانم چرا این نثر مثل پنیر سوییسی، حفره حفره بود و اگر بگویید او قدیمی مینویسد اصلا حرفتان را قبول نمیکنم چون ابراهیم گلستان هم قدیمی است اما خوانش نثرش چیزی جز لذت مسلم نیست.
مخلص کلام اینکه خواندن این کتاب را کلا بگذارید کنار چون دیوانه میشوید.
فراموش نکنید من فقط درباره نثر او اظهار نظر کردم نه نوع روایتش و نه هیچ چیز دیگر.
دل من یه روز به صحرا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنه کفش فرارو ور کشید
آستین همت و بالا زد و رفت...
این ترانه را خیلی دوست دارم. سراینده اش- حتما می دانید- محمد علی بهمنی است و اول بار عماد رام آن را خواند اما بعدا مرحوم ناصر عبداللهی بدون اجازه بهمنی این ترانه را خواند. جالب اینجاست، اول آن را خواند و بعد به بهمنی گفت که دیگر کار از کار گذشته بود....
هنوز فرصت دارید که در جایزه شعر خبرنگاران شرکت کنید. البته این جایزه که امسال چهارمین دوره اش را پشت سر می گذارد یک بخش ویژه هم دارد برای کسانی که شاعرند اما کتاب شعر ندارند.
خبرش این است:
با توجه به اين كه بسياري از شاعران با استعداد و توانمند به ويژه شاعران جوان و خارج از تهران، تاكنون موفق به انتشار شعر خود به صورت كتاب نشدهاند و نيز نظر به ضروري بودن معرفي آنها به جامعه و تمامي علاقهمندان به شعر، چهارمين دوره جايزه شعر خبرنگاران بخش ويژه خود را در سال 1388 به داوري اشعار اين شاعران و معرفي اثر برگزيده اختصاص ميدهد.
علاقهمندان ميتوانند آثار خود را تا پايان آبان ماه
سال جاري به نشاني اينترنتي sherekhabarnegar@gmail.com ارسال كنند.
شرايط حضور
در بخش ويژه به اين شرح است:
علاقهمنداني كه در اين بخش شركت ميكنند نبايد
تاكنون (چه در سال هاي گذشته و چه در سال جاري) كتاب شعر منتشر كرده باشند.
شعرها به زبان فارسي باشد و هر شاعر بايد بين 40 تا 50 قطعه از اشعار خود را به
نشاني اينترنتي ذكر شده در متن خبر ارسال كند.
آثار بايد در فرمت ويندوز و فونت
سايز 14 و اندازه ميان سطرها 5/1 سانتيمتر باشد.
همچنين آثار ارسالي نبايد از
50 صفحه كمتر و از 100 صفحه بيشتر شود.
حضور در اين بخش براي تمامي شاعران
فارسي زبان داخل و خارج كشور آزاد است.
در بخش ويژه از اثر يا آثار برگزيده
تقدير شده و شاعر برگزيده از طريق رسانههاي گروهي به جامعه ادبي معرفي ميشود.
دبيرخانه اين دوره تأكيد كرده كه علاقهمندان به حضور در اين بخش فقط تا پايان
آبان ماه سال جاري فرصت ارسال شعر دارند.
میان ما برقرار باد
دست های من
به جای چشم های تو...
حالا دیگر ریش دارد و می شود ریش صورتش را دید اما نمی دانم دلش چقدر ریش شده. برای من و امثال من، اینجور نوشتن ها بازی با کلمات است اما برای او نه. رفته بود زندان. اگر اشتباه نکنم چهار ماه و هشت روز توی اوین بود اما حالا دوباره برگشته به آغوش خانواده و دوستانش. سردبیر ما، محمد قوچانی آزاد شد. حالا به جای اینکه ۸/۸/۸۸ برایم یادآور آغاز به کار بانک زهرماری فلان باشد یا هر چیز دیگری، یادآور آزادی محمد قوچانی است.امشب رفتم و چند دقیقه ای دیدمش. کمی تکیده شده اما خب، هنوز هم سر پاست...
دعا کنیم همه آزاد شوند.
اول) حتما با خودتان می گویید این دیگر چه مطلبی است. یک نفر که بلد نیست آهنگی را روی وبلاگش بگذارد از زیبایی صدای خواننده و ترانه موسیقی یی می گوید که شنیده و حالی به حالی اش کرده. راستش خودم این را می دانم اما می دانم شما اگر زبان انگلیسی را نه چندان خوب هم بدانید متوجه می شوید که این ترانه چقدر زیباست. با دقت بخوانید. این ترانه را یکی از خوانندگان محبوبم به نام شر(Cher) در 1966اجرا کرده.
دوم) موسیقی آنچنان را آنچنان تر می کند.
اول) یکی از اشتباه های رایج نوشتار ما ترکیب اهالی موسیقی یا اهالی محل و از این دست است. راستش از بس این ترکیب را دیده ام دیگر حوصله ام سر رفته و تصمیم گرفته ام برای یکبار هم که شده درباره اش بنویسم؛ چیزی که اولین بار رضا رضایی یکی از مترجمان خوب کشور به من گوشزد کرد. ببینید، اهالی محل، از آن روی غلط است که جمع جمع است. محل، ساکنانی دارد که آن را اهل محل می گویند بنابراین جمع بستن آن غلط است. به همین راحتی.
دوم)نوشتم اینجور نکات در یک وبلاگ اصلا به درد می خورد؟ لطفا بگویید. اگر کار بیهوده ای است دیگر انجام ندهم.
دوم)ما جمله اسیران من و مایی خویشیم/اینجاست همان علت پر بستگی ما
مثل فراهم شدن شرایط یک گل کوچک:
چهار آجر و یک توپ پلاستیکی...